پیام آذری

آخرين مطالب

نگاهی به حیوان‌دوستی تبریزی‌ها؛

اینجا گربه‌ها محترم هستند مقالات

اینجا گربه‌ها محترم هستند

  بزرگنمايي:

پیام آذری - تبریز-در تبریز حیوانات شهری مثل گربه ها با دیدن انسان‌ها پا به فرار نمی‌گذارند زیرا اغلب مردم به آن‌ها پناه، غذا و آب می‌دهند و این نگاه در تبریزی‌ها یک دوستی تاریخی با طبیعت به شمار می‌آید.

 «اینجا گربه‌هایی را دیده‌ایم که در یک تیمچه یا سرای به دنیا آمده‌اند، در همان‌جا زندگی کرده و همان‌جا از دنیا رفته‌اند.» این را یکی از بازاریان تبریز می‌گوید تا نشان بدهد که «گربه‌ها از اهالی واقعی بازار به حساب می‌آیند.»
راست می‌گوید، گربه‌ها در تبریز به اندازه یک انسان ارزش و احترام دارند. این را می‌توانید از خود گربه‌ها بپرسید، البته نه با زبان، کافی است به گربه‌ای نزدیک شوید و واکنش او را ببینید که فرار نمی‌کند، که قدم پیش می‌گذارد، که دست دوستی دراز می‌کند.

البته تبریزی‌ها در سال‌های اخیر فکر می‌کنند ابهت‌شان را از دست داده‌اند که نه‌تنها گربه‌ها، بلکه با قدم‌هایشان حتی کبوترهای یاکریم هم بال فرار نمی‌گشایند. هنوز به درجه حیوان‌دوستی مردمان برخی کشورهای توسعه‌یافته نرسیده‌ایم که پرندگان از کت و کولمان بالا بروند و انسان‌ها را به چشم تهدید محض نبینند، ولی به اندازه خودمان حیوان‌دوست شده‌ایم و این را می‌توان در سراسر شهر دید.
«حیوان‌دوست بودیم»؛ حاج محمد رضازاده یکی از مغازه‌داران بازار تاریخی و سرپوشیده تبریز می‌گوید «علاقه به گربه‌ها و عشق‌ورزی به حیوانات در تبریز تاریخ طولانی دارد.»
او راست و دروغش رو نمی‌داند ولی می‌گوید: «اگر به درب‌های تیمچه‌ها و سراهای بازار سرپوشیده تبریز دقت کنید، می‌بینید پایین هر درب، دریچه کوچکی برای رفت و آمد گربه‌ها وجود دارد؛ البته ما هم این را از این‌ و آن شنیده‌ایم ولی حتی اگر واقعیت نداشته باشد، نشان می‌دهد که علاقه به گربه‌ها باعث به‌وجود آمدن افسانه‌هایی هم شده است.»

حیوان‌دوست بودیم، وقتی حیوان‌دوستی مد نبود!
حاج محمد خودش از آن دسته بازاریان است که نه‌تنها گربه‌ها را از خود و مغازه‌اش نمی‌راند، بلکه معمولا از غذایش سهمی برای گربه‌های تیمچه جدا می‌کند.
تبریزی‌ها حیوان‌دوست بودند، وقتی حیوان‌دوستی مد نبود. تشکیل کمپین‌های مجازی و واقعی برای حمایت از حیوانات در سال‌های اخیر به عقیده برخی تبریزی‌ها «سوسول‌بازی» است؛ «ما از پدر و مادرمان یاد گرفته‌ایم که به گربه‌های محله پناهگاهی بدهیم، به آن‌ها شیر بدهیم، ماست بدهیم، این چیز تازه‌ای نیست و چیز کهنه‌ای هم نخواهد شد.»
گربه‌ها سال‌هاست حیوان خانگی تبریزی‌ها به شمار می‌آیند؛ هرکس بی‌آنکه تعهدی در قبال گربه‌ای داشته باشد، خود را «مسئول» می‌داند که نگذارد گرسنه و تشنه بماند. برای همین گربه‌ها در تبریز معمولا خانه و خانواده دارند کی هی می‌روند و می‌آیند آنجا. با افراد آن خانه خو می‌گیرند، در حیات یا انباری همان خانه تولید مثل می‌کنند و بچه‌هایشان را اول به خدا می‌سپارند، بعد به صاحب‌خانه.

«این علاقه دوطرفه‌ است»
شهرام اشرف‌نیا، جوان تبریزی است که وبلاگی با عنوان «من و گربه‌ها و تبریز» دارد. او علاقه زیادی به گربه‌ها دارد. در وبلاگش نوشته «گربه، به ترکی (پیشیه)، موجودی که از همون بچگی عاشقش بودم، تقریبا توی تمام دوران زندگیم گربه داشتم، این خصیصه رو از پدرم به ارث بردم، چون اونم تعریف می‌کنه که گربه داشته، گربه‌ای که به گفته مادربزرگم بعد از اینکه پدرم می‌ره سربازی افسرده میشه و یه روز می‌ره و دیگه خبری ازش نمیشه.»
او در سطرهای دیگری توضیح داده که «این علاقه دو طرفه‌ست، گربه‌ها هم به من علاقه دارند، وقتی وارد محله می‌شم، گربه‌ها یکی بعد از دیگری به طرفم می‌دوند و باهم وارد خونه می‌شیم، حالا دیگه مثل بچگی‌ها وقت بازی با گربه‌ها رو ندارم، ولی هر زمانی که بتونم، باهاشون بازی می‌کنم و اونا هم خودشون رو برام لوس می‌کنن، دنیای زیبایی دارند این موجودات دوست داشتنی.»
البته این افتخار نیست که در هوای خوب و شرایط عادی به چیزی یا کسی عشق ورزید؛ دوستی واقعی در شرایط سخت ثابت می‌شود، و تبریزی‌ها ثابت کرده‌اند.

دوسال پیش وقتی که زمستان باعث شده بود در تبریز «سرها در گریبان باشد»، یکی از شهروندان منصف و خداشناس تبریزی در یکی از کوچه پس‌کوچه‌های منطقه مرکزی این کلان‌شهر واقع در میدان ساعت، اقدام به ساخت مکانی مناسب با در نظر گرفتن خورد و خوراک جهت حفاظتاز گربه‌های محل از سوز سرمای هوا کرده بود.
از این‌ صحنه‌ها زیاد می‌توان دید و شنید. اگر در فضای مجازی عناوینی شبیه مهربانی تبریزی‌ها با گربه‌ها جستجو کنید، قطعا به نتایج خوبی خواهید رسید. حتی در سال‌های گذشته عکس و متنی در فضای مجازی از بازار تبریز پخش شد که در ماه محرم، بازاریان و شهروندان برای گربه‌ها سفره پهن کرده بودند و از خوراکی‌های مورد علاقه گربه‌ها بر روی آن سفره قرار داده بودند.
«اصلا آدم‌های مشخصی داریم که غالبا هم خانم هستند و هرچند وقت یک‌بار می‌بینیم 10ها بسته گوشت و جگر و ... می‌آورند و سراها را می‌گردند و به گربه‌ها می‌دهند.» هرچند دوستی با گربه‌ها چیزی است که در سراسر تبریز می‌توان نمودهایی از آن را دید اما واقعا بازار سرپوشیده تبریز یک‌چیز دیگر است.
مجید چترروز، مدیر میراث تاریخی و جهانی بازار بزرگ تبریز می‌گوید: «اصلا آدم‌های مشخصی داریم که غالبا هم خانم هستند و هرچند وقت یک‌بار می‌بینیم 10ها بسته گوشت و جگر و ... می‌آورند و سراها را می‌گردند و به گربه‌ها می‌دهند.»
خبری ترسناک از گربه‌ها!
به عقیده او، گربه‌ها و صحنه‌هایی از محبت تبریزی‌ها به گربه‌ها، می‌تواند یک جاذبه گردشگری باشد اما «باید گربه‌های بازار تبریز کنترل‌شده باشند.»
چترروز توضیح می‌دهد: «اگر نتوانیم از لحاظ بهداشتی گربه‌ها را کنترل کنیم، ممکن است روزی این‌ها ناقل بیماری شوند و اگر چنین خبری پخش شود، واقعا به ضرر تبریز و بازار بزرگ‌مان تمام می‌شود.»

«گربه‌های بازار شناسنامه‌دار شوند»
او از ترکیه سخن می‌گوید که سگ‌های ولگرد در استانبول شناسنامه‌دار هستند و همواره در کوچه و خیابان دیده می‌شوند و بسیار مورد توجه گردشگران قرار می‌گیرند، «اما اگر یک روز خبر برسد که سگ‌های استانبول ناقل بیماری هستند، می‌دانید از لحاظ گردشگری چقدر ضرر می‌کنند؟»
چترروز پیشنهاد می‌دهد که «اولا باید گربه‌های بازار تبریز که مشخص هستند شناسنامه‌دار شوند، سپس هرچند مدت یک‌بار دامپزشکی برای معاینه و بررسی وضعیت بهداشتی گربه‌ها به بازار بیاید.»
البته بی‌شک این حرف‌ها، حرف هستند. کافی است با یک کیسه سفید یا سیاه وارد یکی از حیاط‌های سراهای بازار بزرگ تبریز بشوید، آن موقع است که با هجوم گربه‌ها مواجه می‌شوید. آن موقع می‌بینید که رابطه انسان‌ها با گربه‌ها در تبریز، عمیق‌تر از این حرف‌هاست.
این‌روزها که عکس‌ها و خبرهایی بی‌رحمانه از سگ‌کشی و آزار و اذیت حیوانات و مخصوصا گربه‌ها و سگ‌ها در شهرها و سرزمین‌های مختلف می‌بینیم، دوستی بین تبریزی‌ها و گربه‌ها یک صحنه ناب است. صحنه‌ای فرهنگی که باید در دوربین گردشگران به عنوان یک یادگار به نقاط مختلف دنیا صادر شود.
 





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

ضرورت توجه مسئولین به اصول پرورشی به نسبت آموزشی در مدارس

رونق تولید گره‌گشای موانع اقتصادی/بسیج عمومی لازمه عبور ازتنگناها

زمستان در بهار آذربایجان شرقی

فضیلت و اعمال شب «نیمه شعبان»

روی دیگر سکه بارش ها در بخش کشاورزی آذربایجان شرقی

غذای مهابادی ها بهاری شد

دریاچه ارومیه از کما خارج شد

عطش مصرف گرایی و زندگی لاکچری

احرار: علاقه به کار سبب می شود گذر زمان را حس نکنم

«میرگاسه» فردوس چشمه سارهای کوهستان

حداقل یک بار در عمرتان این روستا را ببینید

افزایش قیمت نان و کمبود پول خرد در خلخال دردساز شد

از بی کرانه های صخره ای کندوان تا کرانه های داکوتا و کاپادوک

مجموعه کردشت جاذبه هنری و تاریخی از معماری ایرانی در جلفا

چشمه ای که آبش ترش است!

خوب و بدهای آذربایجان شرقی در سال 97

جاذبه‌های اردبیل در یک نگاه

انتقال زندان به خارج شهر؛ مطالبه بی پاسخ شهروندان تبریزی

یادی از شهدای 27 دی‌ماه دانشگاه تبریز

علائم مسمومیت الکلی چیست؟

پویش «نه به مواد مخدر» در مرند راه اندازی شد

نفس های تنگ طبیعت

بایسته های «خانه تکانی» برای گذر به سال نو

داغ گرانی بر آجیل تبریز

107هزار بال پرنده سرشماری شد/ آذربایجان غربی بهشت پرندگان ایران

جای خالی مادر

رویایی به رنگ سبز درمتن حاشیه شهر/فقر حاشیه شهر تبریز از فضای سبز

سرطان در کمین اردبیلی ها

قطعه سازان زیر چرخ خودروسازان

مهدتمدن:خداوند تنها نقاش قهار دنیاست

حال ما خوب است، اما تو باور نکن

آب بهترین نوشیدنی صبحگاهی است

نوستالوژی 75 سال گردش چرخ های دوچرخه در میاندوآب

روزی که تبریز غرق در خون بود/ 29بهمن آغازی بر فرجام رژیم ستمشاهی

درمان تنبلی و علل آن

پروژه 30روزه، 30ساله شد!

آذرتیتر: چهل بهمن و شکوه پابرجا

شکوه پایان 35 سال چشم انتظاری

بیشترین سدهای ساخته شده کشور در آذربایجان شرقی

روزنامه صائب تبریز:صادرات مواد غذایی و مقوله حفظ امنیت غذایی

توسعه مویرگی شریان برق تا روستاهای دورافتاده

بهار در زمستان تبریز/ نوستالژی دیوارهای برفی وسط کوچه ها

سوسوی کم نور فتیله بافی در کشور/هوجقان روستای صنعتی باقی می ماند

حماسه 2 بهمن ارومیه؛ مسجدی که به توپ بسته شد

قلم های بیدار

پول می‌گیرم فاتحه می‌خوانم

کودک ‌همسری، نمود تاخر فرهنگی

جامعه تلگرامی، جوانان و افکار عمومی

توانمندی های “به درد نخور” در سازمان رسانه ای

مرند صاحب ورزشگاه نشد/ پروژه ای که بعد از 12 سال به سرانجام نرسید