پیام آذری

آخرين مطالب

عطش مصرف گرایی و زندگی لاکچری مقالات

عطش مصرف گرایی و زندگی لاکچری

  بزرگنمايي:

پیام آذری- در این مطلب می خوانیم: " با توجه به رشد مصرف گرایی و تاثیرات روانشناختی و جامعه شناختی این پدیده در جامعه، به نظر می رسد عوامل مختلفی نظیر توسعه شهرنشینی، تغییر فرهنگ عمومی و نحوه فعالیت رسانه ها بر گسترش این امر تاثیر گذار بوده اند. مصرف و مصرف گرایی پدیده ای چند بعدی است که از جهات مختلف قابل بررسی است. در هر جامعه ای این پدیده یعنی مصرف و مصرف گرایی متاثر از عوامل متعددی از جمله فرهنگ عمومی، هنجارها و ارزش های حاکم است. در حقیقت مصرف گرایی اصالت دادن به مصرف و هدف گذاری برای رسیدن به رفاه و دارایی های مادی است. این امر آثار متعدد و گوناگون اقتصادی، سیاسی، روانی و به ویژه جامعه شناختی در جامعه می گذارد که از جمله این آثار می توان به تبدیل ثروت و مصرف به ارزش و غلبه آن بر دیگر ارزش ها، نمایش ثروت، شکاف طبقاتی و نابرابری اجتماعی، احساس محرومیت نام برد. بدلیل اهمیت این پدیده که اثرات روانشناختی و جامعه شناختی بسیاری داشته است؛ با دکتر مرتضی قلیچ جامعه شناس به گفت و گو نشستیم."
در ادامه این مطلب در بخش "مصرف و مصرف گرایی" آمده است: " قلیچ در این خصوص گفت: قبل از هر چیز باید بین 2 مفهوم «بدمصرفی» و «مصرف زدگی» تفکیک قائل شویم. در ادبیات دینی ما یک امر مذمومی وجود دارد به نام بدمصرفی یا اسراف که منظور از آن استفاده بیش از حد و برداشت بیش از اندازه از طبیعت است، مثلا بیش از اندازه مصرف کردن آب، نان، انرژی و غذا به این موارد می گوییم اسراف که در ادبیات و آموزه های دینی ما امری مذموم تلقی شده است. وی افزود: مفهوم بعدی «مصرف زدگی» است. که اگر از منظر جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی این موضوع را بررسی کنیم، مصرف یک امر «معنامند» است. انسان ها مصرف می کنند تا تبادل معنا اتفاق بیفتد. مصرف در انگاره جامعه شناختی برای کسب هویت اجتماعی است."
در ادامه این مطلب آمده است: " قلیچ گفت: مصرف زدگی از منظر روانشناسی و فلسفه وجودی واجد پیامدهای نامطلوبی است. از منظر فلسفه وجودی و یا در معنای روانشناسی انسان‌گرا، انسان در اثر مصرف بیش از حد گویا به بعد جمادیت خود بسیار تقلیل می یابد. انسان گویا فراموش می کند که قرار است زندگی کند. زیستن انسانی به دلیل مصرف زدگی فراموش می شود. انسان ها در اثر مصرف گرایی خودشان را فراموش می کنند. تقلیل انسان به آن بعد حیوانیت یکی از پیامدهای مصرف گرایی است که فلسفه وجودی انسان به آن اشاره می کند. وی افزود: پیامد بعدی روانشناختی مصرف گرایی، نگرش کالایی به همه جهان است. انسان ها به دوستی، به عشق، به‌ هم ‌نوعش، به جهان، به طبیعت پیرامون و هر آنچه که قابل تصوراست، نگرش کالایی پیدا می کند. یک پدیده روانشناختی دیگری که به مساله مصرف زدگی ارتباط پیدا می کند، بی رحمی و سنگدلی نسبت به محیط زیست است. اینکه باید همه عالم و آدم برده انسان باشند و انسان مصرف کند تا خودش را امیر تلقی کند و همه موجودات روی زمین برده این فرد باشند. پیامدهای مزبور، آثاری است که روان شناسان و فیلسوفان اخلاق نسبت به مصرف مطرح کرده اند. فیلسوفان اخلاق به طور مشخص به رنج و ملال انسان مدرن در اثر مصرف تکیه کرده اند."
این پایگاه خبری همچنین آورده است: " قلیچ در خصوص آسیب شناسی مصرف گرایی گفت: موضوع بعدی که به نوعی می توان از منظر آسیب شناسی به آن نگاه کنیم مصرف گرایی است که جامعه شناسی متاخر به این موضوع بیشتر تاکید دارد. پرسش جامعه شناختی اینجاست که چه اتفاقی افتاده این میزان از مصرف گرایی در جامعه رواج پیدا کرده است؟ هر نظام اقتصادی و هر نظام اجتماعی، به موازات اینکه تولید دارد، توزیع دارد، مصرف هم دارد. اما مصرف از آنجایی تبدیل به یک مساله اجتماعی می شود که با ابعاد هویتی انسان ها و فعالیت های روزمره زندگی انسانها پیوند می‌خورد. به عبارت دیگر، روابط اجتماعی ما بر حسب مصرف کالاهایی تعریف شود که مصرف می کنیم. مثلا مصرف برندهای تجاری، موسیقی، فضا، پوشاک و خوراک که تعیین کننده هویت ما هست. وی افزود: مصرف گرایی افراطی با چند پدیده هم‌زمان شده است. اگر از زبان آمار بهره بگیریم، مصرف با چند پدیده مدرن دیگر همبستگی مستقیم دارد. یکی از اصلی ترین پدیده ها که مصرف گرایی همبستگی نام دارد و مصرف گرایی در بستر آن در حال رخ دادن است، شهرنشینی و به تبع آن کلان‌شهرنشینی است. کلان شهرنشینی هویت شهرها را هم تعریف می کند. هویت شهرهایی که در گذشته بر اساس «تولید» تعریف می شد امروزه بر اساس «مصرف» تعریف می شود. اینکه چه چیزهایی شهروندان آن شهرها مصرف می کنند و چه فضاهای مصرفی را شهرها فراهم کرده و ایجاد کرده اند، تعریف کننده آن شهر و شهروندانش محسوب می‌شود."
این سایت خبری در بخش "کلان شهرها و پدیده مصرف گرایی" آورده است: " قلیچ در خصوص کلان شهرها و تاثیرشان بر پدیده مصرف گرایی گفت: کلان شهرها به قول گئورگ زیمل دارای ویژگی های خاصی هستند. زیمل در این زمینه مقاله ای دارد تحت عنوان حیات ذهنی و کلانشهر. او با مقایسه کلانشهر و شهرهای کوچک بر این موضوع تاکید می کند که انسان ها در کلان شهرها گمنام هستند. به واسطه این گمنامی امکان اینکه برچسب های زیادی به انسان ها زده شود وجود دارد و برای خلاص شدن از این برچسب ها به سراغ مصرف می روند. با مصرف کالاها، کلانشهری ها سعی می کنند معنایی را به کالا بدهند و در عین حال سعی می کنند یک هویتی را کسب کنند. این جامعه شناس افزود: از طریق مصرف کالاها و حضور در مراکز خاص است که کلانشهر با مصرف پیوند می خورد. از سوی دیگر باید حواسمان به این باشد که کلانشهر که با مصرف گرایی توام شده، به معنای این روحیه است و نه به معنای کلانشهر از بعد جغرافیایی. روحیه به این معنا که امروزه تمام کسانی که در شهرهای کوچک زندگی می کنند ویژگی رفتاری کلانشهری دارند. در بسیاری از کلانشهرهای ما امروزه در غالب مناطق مگامال هایی ساخته شده است. مگامال ها و پاساژها و مراکز خرید شهروندان را به مصرفی جذاب و تماشایی دعوت می کنند."
این سایت در بخش "وضعیت جامعه ما در زمینه مصرف گرایی" آورده است: " قلیچ در خصوص اینکه آیا جامعه ما یک جامعه مصرفی است یا خیر، گفت: اینکه بگوییم جامعه ما جامعه مصرفی هست یا نه، باید به فرایند شهرنشینی و پیدایش روحیه کلانشهری دقت کنیم. اگر بخواهم این بخش را جمع بندی کنیم باید بگوییم که مصرف هست که ویژگی های امروز و آینده شهرهای دنیا را رقم می زند. شهرهای جدید در مقایسه با شهرهای قدیم که به واسطه تولید تعریف می شدند. اما در شهرهای جدید به واسطه مصرف و به این که کالاها چگونه در شهر مصرف می شود اطلاق می شود. این تفکیک خیلی مهمی است و اگر بخواهیم ببینیم که جامعه ما جامعه مصرفی هست یا نه باید به این اشاره کنیم که ما شهرهایی بسیار زیاد داریم که در فرایند 20 سال اخیر متولد شده اند و تعداد کلان شهرهای ما با معیار جمعیت روز به روز افزایش می یابد. قلیچ در خصوص رسانه و تاثیر رسانه بر مصرف گرایی گفت: مولفه بعدی تبیین کننده مصرف گرایی، البته نبایستی نگاه رتبه ای داشت، رسانه ای شدن زندگی روزمره است. به هر حال، رسانه ها و فعالیت های رسانه ای چه به صورت تبلیغ مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم از طریق بازنمایی رسانه ای و یا بازنمایی فیلم های سینمایی و معناهای نهفته در سریال ها و ارایه تصویر آرمانی از فرد مطلوب، همان فعالیت های مصرفی را انجام می دهند. وی افزود: رسانه ها سعی می کنند کالاها، خدمات و رفتارهای مصرفی را تشویق کنند و انسان ها را به مصرف تشویق کند. اگر بخواهیم از منظر همین مفهوم به جامعه ایرانی نگاه کنیم، ایران جامعه ای است به شدت رسانه ای. اگر بخواهیم یک نگاه تحلیلی داشته باشیم جامعه ما هم به خصوص در چند سال اخیر این ولع و عطش مصرف گرایی شدت را پیدا کرده و این شدت پیدا کردن در همین رسانه های جدید نمود دارد. قلیچ عنوان کرد: در زندگی روزمره و فضای مجازی یک مفهومی راه افتاده تحت عنوان لاکچری بودن. لاکچری به این معنا که اگر در یک فضای بسیار شیک و بسیار گران قیمتی غذا می خورید، آن را به صورت زنده پخش کنید. اگر در یک کنسرتی شرکت کرده اید، اگر در جایی حضور دارید که یک سلبریتی هم آنجا حضور دارد، حتماً با آن سلبریتی عکس بگیرید و یا بصورت زنده پخش می کنند اگر در یک جای بسیار گران قیمتی خرید کردند آن را در صفحات مجازی خودشان به نمایش می گذارند. اینها نشان می دهد که به نوعی جامعه ما دارد فرایندهای مصرفی شدنش را طی می کند."
در ادامه این مطلب آمده است: " این جامعه شناس بیان داشت: رسانه ای شدن جامعه توام با جدال نشانه شناختی شده است. مصرف نشانه شناختی بیشتر ناظر بر این مفهوم است که برند کالا از زاویه نشانه شناختی از ارزش مصرفی اش، آن میزان زحمتی که برایش کشیده شده و تلاشی که شده، دوامش و منابعی که مصرف شده اهمیت بیشتری دارد. به عنوان مثال، گر آرم و یا برندی مثل نایک بر روی لباس خورده شود و حتی آن لباس پاره شده باشد از آنجایی که این نشانه و این برند اهمیت دارد و نه ظاهر و نه دوام آن؛ در سبد ترجیحی مصرف کننده قرار می گیرد. از این منظر شهر با یک جنگ و جدال نشانه شناختی مواجه است. قلیچ افزود: به هر طریق، جامعه ما یک جامعه شهرنشین است و روستانشینی اش با شهرنشینی اش کاملا متفاوت است. در عین حال بخش زیادی از مناطق غیر شهرنشین هم تمایلات شهرنشینی دارد. علاوه بر شهرنشینی که عمدتا با فاصله طبقاتی شدیدی همراه است، مسایل ساختاری و طبقاتی نیز در مصرف گرایی دخالت دارد. ناگفته پیداست که وضعیت اقتصادی و درآمدهای بالا بر میل به مصرف کالاهای لوکس تاثیر می گذارد و این جبر و تعینات طبقاتی، تعیین کننده مصرف است. قلیچ در خصوص اوقات فراغت و تاثیرش بر مصرف گرایی گفت: هنگامی که جامعه به لحاظ ساختاری تبدیل به شهر شده، حتما در شهر ها اوقات فراغت دیده می شود؛ حتما در شهر «انسان پرسه زن» متولد می شود. حتما در شهر سبک زندگی جوان پسند و عامه پسند رشد می کند. سبک زندگی ای که برای گذران اوقات فراغت به جای پارک ها و فضاهای سبز، پاساژها و مگامال ها را انتخاب می کند. فرد دور دور با اتومبیل لوکس و چرخ زدن در خیابان با حیوانات وحشی را انتخاب می کند. حتی الگو برداری شهر سازی ما هم به سمتی حرکت می کند که کانون شهر را از فضاهای تاریخی و سبز به مراکز خرید و مگا مال سازی تغییر کاربری پیدا می کند."
در بخش " نگاه سیاستی به مساله مصرف گرایی" این مطلب آمده است: " قلیچ در این خصوص گفت: شاید یک عده ای از منظر سیاسی به این باور برسند که مصرف گرایی چه ایرادی دارد؟ مصرف قدرت انتخاب افراد را بالا می برد. اما، ما با این فاصله طبقاتی و اوضاع فرهنگی اساسا نمی توانیم به مصرف گرایی نگاه خوشبینانه ای داشته باشیم. مصرف برای ما آزادی و قدرت انتخاب نمی آورد. باید بین فرد اغوا شده در این نظام سرمایه داری و فرد سرکوب شده تفکیک قائل شد. بسیاری از کسانی که تمایلات مصرف گریانه دارند و برای کسب هویت اجتماعی و برای خودابرازی در یک شهر به ویژه جوانان به مصرف مبادرت می کنند، به نوعی اغوای این نظام سرمایه داری شده اند. وی افزود: جامعه سرمایه ‌داری اساسا بر این تبلیغ می کند که آدم ها در یک مناسبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شهرت بدست بیاورند. آنها به هر طریقی باید مشهور شوند و در سطح روانشناختی اجتماعی آن را ترویج می کنند که شما در این فضای جهانی شهرت بدست می آورید و فضای مجازی هم به این امر کمک کرده است. این جامعه شناس تصریح کرد: اتفاقا رسانه ملی هم به این امر دامن می زند. در مسابقاتی مثل برنده شو، ستاره باش، استعداد یابی و هزاران ستاره مربع هایی که مردم را به خود جلب می کند. در حقیقت به آدم ها می گوید که شما هم می توانید ثروتمند شوید؛ شما هم می توانید بهتر از این که هستید، باشید. این نظام مدام به مردم القا می کند که استعداد های کشف نشده ای دارید. به همین خاطر است که بسیاری از کتاب های روانشناسی انگیزشی چاپ می شود. شما می توانید زیباتر از این باشید؛ برای زیبا شدن جراحی پلاستیک کنید. شما منزلت بالاتری دارید و چگونه می توانید این منزلت را تثبیت کنید، با مصرف کردن و پول خرج کردن؛ نه با تولید کردن بلکه با خرج ثروت می توانید به این مهم دست یابید."
این سایت در بخش پایانی مقاله با عنوان "میل مردم به مصرف گرایی به رغم مشکلات معیشتی" آورده است: " قلیچ در خصوص این سوال که چرا با نرخ بالای تورم و گرانی همچنان میل به مصرف گرایی و کالای لوکس از بین نرفته است؟ گفت: ابتدا باید به فاصله طبقاتی اشاره کرد. نظام سرمایه داری هر جایی که می رود مناسبات اجتماعی آنجا را تغییر شکل می دهد. یعنی در دوره حاضر نظام سرمایه داری طبعا به این سمت رفته است که به انسان ها القا کند که با مصرف این کالاهای فرهنگی با مصرف کالاهای مد روز شما هم می توانید به فرد مشهوری تبدیل شوید حتی برای چند روز. وی افزود: مثلا در اینستاگرام میکرو سلبریتی ها به وجود آمده اند. میکروسلبریتی ها، سلبریتی های خرد هستند. سلبریتی هایی که سعی می کنند هوادارانی جلب کنند و تعداد هواداران آنها به 4000 تا 5000 می رسند. آنها هم تلاش می کنند تا تعداد هوادارانشان را به چند ده هزار برسانند. همین رفتارها نشان می دهد که درست است که ما وضعیت اقتصادیمان به لحاظ گران شدن قیمت ها به هم ریخته، اما شهرت طلبی از بین نرفته است. این نشان می دهد که منطق اقتصادی برای فرایندهای مصرفی ما حکمفرما نیست. وی افزود: شهرهای ما و فضاهای عمومی به جای اینکه به مکانی برای گفت وگو تبدیل شوند، به فضاهایی برای خوردن، خودنمایی تبدیل شده اند. ما باید به این نکته فکر کنیم که دلالت های سیاسی این امر به معنای بالا آمدن نسلی میان مایه است. نسلی که به اتفاقات پیرامون اهمیتی نمی دهد؛ نسلی که فقط به فکر شهرت و لذت است و تنها سعی می کند تا یک تصویر ایده آلی از خودش به نمایش بگذارد. چیزی که در جامعه شناسی انتقادی از آن به عنوان ابتذال یاد می شود؛ ذائقه های مبتذلی که در آن هیچ عمقی دیده نمی شود."





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

زمستان در بهار آذربایجان شرقی

فضیلت و اعمال شب «نیمه شعبان»

روی دیگر سکه بارش ها در بخش کشاورزی آذربایجان شرقی

غذای مهابادی ها بهاری شد

دریاچه ارومیه از کما خارج شد

عطش مصرف گرایی و زندگی لاکچری

احرار: علاقه به کار سبب می شود گذر زمان را حس نکنم

«میرگاسه» فردوس چشمه سارهای کوهستان

حداقل یک بار در عمرتان این روستا را ببینید

افزایش قیمت نان و کمبود پول خرد در خلخال دردساز شد

از بی کرانه های صخره ای کندوان تا کرانه های داکوتا و کاپادوک

مجموعه کردشت جاذبه هنری و تاریخی از معماری ایرانی در جلفا

چشمه ای که آبش ترش است!

خوب و بدهای آذربایجان شرقی در سال 97

جاذبه‌های اردبیل در یک نگاه

انتقال زندان به خارج شهر؛ مطالبه بی پاسخ شهروندان تبریزی

یادی از شهدای 27 دی‌ماه دانشگاه تبریز

علائم مسمومیت الکلی چیست؟

پویش «نه به مواد مخدر» در مرند راه اندازی شد

نفس های تنگ طبیعت

بایسته های «خانه تکانی» برای گذر به سال نو

داغ گرانی بر آجیل تبریز

107هزار بال پرنده سرشماری شد/ آذربایجان غربی بهشت پرندگان ایران

جای خالی مادر

رویایی به رنگ سبز درمتن حاشیه شهر/فقر حاشیه شهر تبریز از فضای سبز

سرطان در کمین اردبیلی ها

قطعه سازان زیر چرخ خودروسازان

مهدتمدن:خداوند تنها نقاش قهار دنیاست

حال ما خوب است، اما تو باور نکن

آب بهترین نوشیدنی صبحگاهی است

نوستالوژی 75 سال گردش چرخ های دوچرخه در میاندوآب

روزی که تبریز غرق در خون بود/ 29بهمن آغازی بر فرجام رژیم ستمشاهی

درمان تنبلی و علل آن

پروژه 30روزه، 30ساله شد!

آذرتیتر: چهل بهمن و شکوه پابرجا

شکوه پایان 35 سال چشم انتظاری

بیشترین سدهای ساخته شده کشور در آذربایجان شرقی

روزنامه صائب تبریز:صادرات مواد غذایی و مقوله حفظ امنیت غذایی

توسعه مویرگی شریان برق تا روستاهای دورافتاده

بهار در زمستان تبریز/ نوستالژی دیوارهای برفی وسط کوچه ها

سوسوی کم نور فتیله بافی در کشور/هوجقان روستای صنعتی باقی می ماند

حماسه 2 بهمن ارومیه؛ مسجدی که به توپ بسته شد

قلم های بیدار

پول می‌گیرم فاتحه می‌خوانم

کودک ‌همسری، نمود تاخر فرهنگی

جامعه تلگرامی، جوانان و افکار عمومی

توانمندی های “به درد نخور” در سازمان رسانه ای

مرند صاحب ورزشگاه نشد/ پروژه ای که بعد از 12 سال به سرانجام نرسید

نقدی بر ادبیات نمایندگان مردم در شورای شهر تبریز/ از شما بعید است

اولین قدم برای جذب توریسم ورزشی